سيد علي اكبر قرشي
343
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
خصب : - به كسر اول - زيادت روئيدنى و مراتع . و نيز فراوانى وسيلهء زندگى . « الخصب - بالكسر - : كثرة العشب و رفاغة العيش « خصب » - به فتح اول - مكانى كه در آن فراوانى هست . از اين مادهّ پنج مورد در « نهج » آمده است . در رابطه با استسقاء فرموده : « اللهم سقيا منك تعشب بها نجادنا و تجرى بها وهادنا و يخصب بها جنابنا » خ 115 ، 172 ، خدايا بارانى كه با آن ارتفاعات ما پر علف گردد و درهها و نهرهاى ما به جريان افتد ، و نواحى ما با آن به فراوانى آيد . « نجاد » ارتفاعات « وهاد » جمع و هده ، به معنى گوديهاست . « الحمد لله خالق العباد و ساطح المهاد و مسيل الوهاد و مخصب النجاد » خ 163 ، 232 حمد خدا را كه خالق بندگان ، گسترانندهء زمين ، جارى كنندهء نهرها و پر علف كنندهء دشتها و ارتفاعات است . خصر : اختصار : كم كردن « اختصر الكلام : اوجزه بحذف شى ء منه » از اين ماده سه مورد در « نهج » آمده است در مقام پند فرموده : « استيقظ من غفلتك و اختصر من عجلتك » خ 153 ، 214 . خاصرة : پهلو . تهيگاه . « و ايمّ الله لابقرن الباطل حتى اخرج الحقّ من خاصرته » خ 104 ، 150 به خدا قسم باطل را مى شكافم تا حق را از پهلوى آن بيرون كشم ، محمد عبده گويد : تمثيل در غايب لطف است ، نگارنده گويد : اين گونه تعبيرات فقط ساختهء مولا صلوات الله عليه است . در تشويق به جنگ فرموده : « فسّدوا عقد المأزر و اطووا فضول الخواصر و لا تجتمع عزيمة و وليمة » خ 241 ، 359 ، گرههاى لباسها را محكم كنيد ، آنچه از لباسها بر پهلوها فتاده است به پيچيد ، طلب كرامت بالذات جمع نمى شود « مئزر » هر لباسى است كه انسان بپوشد اين اشاره به چالاكى در جنگ است . خصص : اختصاص : ويژه شدن . مخصوص شدن . منحصر شدن طبرسى در مجمع و راغب در مفردات گويد : اختصاص به چيزى آنست كه در آن تنها باشد و ضدّ آن اشتراك است از اين ماده چهل و دو مورد در « نهج » آمده است : « انّ للهّ عبادا يختصّهم بالنعم لمنافع العباد فيقّرها فى ايديهم ما بذلوها . . . » حكمت 425 چنان كه در